تبلیغات
انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد - مصاحبه دكتر مدیر شانه چی با روزنامه خراسان

 






در میانه آسیا، اندازه گیری و تحلیل در تحقیق توصیفی، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، فرهنگ احزاب و جمعیت های سیاسی ایران، پنجاه سال فراز و فرود حزب توده ایران، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ایران بین دو انقلاب و افغانستان، جنگ و سیاست؛ این ها تنها عناوین تعدادی از کتاب های تالیفی یا ترجمه ای دکتر «محسن مدیرشانه چی» استاد پیشکسوت علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد است. دکتر شانه چی که سال ۱۳۳۶ در شهر ما متولد شده و مدرک دکترای تخصصی علوم سیاسی را سال ۱۳۷۶ از واحد علوم و تحقیقات دانشگاه تهران کسب کرده است، در کارنامه فعالیت های خود علاوه بر تالیف ۱۰ کتاب، ترجمه ۷ کتاب، انتشار ۳۳ مقاله، ترجمه ۱۰ مقاله و سخنرانی در همایش های گوناگون ملی و بین المللی، فعالیت به عنوان دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد و مدیر کل پژوهش سازمان مطالعه و تدوین کتاب های علوم انسانی دانشگاه ها و تدریس در دانشگاه های فردوسی، علوم اسلامی رضوی، امام صادق(ع)، دانشگاه  آزاد زنجان، دانشگاه آزاد واحد کابل و ... را نیز به ثبت رسانده است. البته فصل دیگری از فعالیت های علمی دکتر شانه چی که خود او در گفت وگو با ما به آن اشاره می کند، تحصیل در رشته کشاورزی است. آن طور که دکتر شانه چی می گوید مدرک کارشناسی او مهندسی کشاورزی است و حتی دکتر در این زمینه به ترجمه کتاب و کار هم پرداخته است، اما علاقه به علوم سیاسی در نهایت او را به سویی هدایت کرده که در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در این رشته به تحصیل پرداخت. گفت وگوی ما با این شخصیت علمی شهرمان از حال و هوای کلاس درس و دانشگاه شروع می شود و تا بررسی شرایط سیاسی کشور ادامه پیدا می کند. دکتر شانه چی در این گفت وگو نقدهایی را هم درباره فضای پژوهش در کشور بیان می کند و پیشنهادی هم برای رفع مشکل ارائه می دهد.

خراسان: آقای دکتر! پس از سال ها فعالیت در عرصه آموزش، اکنون وقتی که می خواهید در کلاس درس حاضر شوید چه احساسی دارید؟

واقعیت این است که من به تدریس علاقه مندم. این علاقه به حدی است که در مواقع تعطیلات طولانی مثل نوروز و به ویژه تابستان پس از گذشت چند روز خسته می شوم و احساس کسی را دارم که از وطن خود دور شده است. البته وطن ممکن است مکانی باشد و گاهی اوقات هم امکان دارد موضوعی باشد.من واقعا به محیط آموزشی علاقه دارم و دلم برایش تنگ می شود. البته خیلی از معلمان به همین صورت هستند. معلمان وقتی که در دوره ای نسبتا طولانی به امر تدریس اشتغال دارند، کلاس و درس به بخشی از هویتشان تبدیل می شود.قصد ندارم این موضوع را با مبالغه تصویر کنم و بگویم انگیزه یا شوق ویژه ای وجود دارد که باید احساسی به آن توجه شود. شاید در واقع با نگاهی بدبینانه بشود گفت: ما به این موضوع عادت کرده ایم و از همین رو نمی توانیم از آن جدا شویم. در مجموع من همیشه در طول زندگی ام به ۲ عرصه بسیار علاقه داشتم و سعی کرده ام آن ها را هم پای هم پیش ببرم. یکی از این ۲ عرصه آموزش بود و دیگری هم پژوهش.

خراسان: وقتی که می بینید یک دانشجو درس نمی خواند یا به عبارتی تنبلی می کند، دلتان می خواهد به او چه بگویید؟

* در واقع چیزی نمی توان گفت چون تاثیری ندارد. من می دانم که به وجود آمدن چنین شرایطی علت های گوناگونی دارد. محیط، شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... در این امر موثر است. واقعیت این است که بسیاری از آن ها که به دانشگاه آمده اند، هدفشان تحصیل نیست. انگیزه ای برای تحصیل نداشته اند و علتی هم برای تحصیل نمی بینند یا حداقل به رشته ای که در آن تحصیل می کنند علاقه ندارند. خیلی ها از سر تصادف و یا فشار خانواده و جامعه به دانشگاه آمده اند و از این رو طبیعی است که دانشجو نباشند. ما در کلاس های درس ۳ گروه دانشجو داریم. یک گروه که بیشترین تعداد دانشجویان را تشکیل می دهند، افرادی هستند که از نظر استعداد، انگیزه و تلاش سطح متوسط دارند، بقیه دانشجویان در ۲ سوی این طیف قرار می گیرند؛ گروهی بسیار ضعیف اند و به طور مشخص نمی توان عنوان دانشجو را به آن ها اطلاق کرد. حتی عنوان دانش آموز هم برای این افراد صحیح نیست. اما گروه دیگری هستند که به واقع دانشجویند و افراد علاقه مند و باسوادی هستند. من به برخی از این افراد می گویم شما اصلاً به کلاس نیازی ندارید. بنابراین ما در تدریس باید گروه متوسط را در نظر بگیریم.

خراسان: اگر موافقید کمی فضای بحث را از آموزش به سوی پژوهش ببریم. به نظر شما آیا در حال حاضر فضای پژوهشی استان ما با میزان ظرفیت های موجود تناسب برابری دارد یا خیر؟

وضعیت پژوهشی استان از کشور جدا نیست و همه در یک مجموعه اند. در کل کشور ما، فضای پژوهشی خیلی درخشان و امیدوارکننده نیست. از پژوهش خیلی گفته می شود و به ویژه در همین هفته پژوهش خیلی بحث می شود، اما بیشتر نگاه آماری مورد نظر است. خیلی ها گلایه دارند که رقم بودجه های پژوهشی در کشور ما متناسب با کشورهای پیشرفته نیست. اما من بیش از آن که به تخصیص بودجه نقد داشته باشم، تاکید دارم که از همین بودجه های موجود هم به طور صحیح استفاده نمی شود. مشکل ما بودجه نیست. مسئله این است که در کشور ما پژوهش یک امر فانتزی است و هنوز به جایگاه واقعی خود نرسیده است. بسیاری از پژوهش ها در کشور ما برای رفع تکلیف انجام می شود. موسسه های مختلف کار پژوهشی انجام می دهند تا بگویند کار پژوهشی کرده ایم. اما متاسفانه بسیاری از همین پژوهش ها تکراری است. خیلی از پژوهش های خوب هم که توسط برخی سازمان ها و نهادها انجام می شود، به بایگانی کتابخانه ها می پیوندد و فقط خاک می خورد و هیچ گونه نتیجه عملی ندارد. برخی از این ها هم که کمی مخاطب پیدا می کند و استفاده می شود، آن دسته ای است که در قالب کتاب منتشر می شود ضعف دیگر موجود هم این است که در فضای سیاسی کشور ما معمولا به دلیل وجود برخی ملاحظات پژوهش ها به صوت جهت دار انجام می شود و از روح بی جهت بودن پژوهش به دور است.

خراسان: پیشنهاد شما برای رفع این مشکل چیست؟

پژوهش هم مانند خیلی از مسائل دیگر است که سیاست سازی و برنامه ریزی درباره آن امکان دارد اما عملی شدن این مسائل مشکل است. در این زمینه خیلی ها حرف زده اند و موضوع تقریبا روشن است. علاوه بر مشکلات اقتصادی و مسئله پژوهش برای پژوهش یکی از مشکلات اصلی این است که کارهای پژوهشی خوب بسیاری در کشور ما انجام می شود و دیگر نهادهای مرتبط با موضوع از آن آگاه نیستند؛ از این رو همان کار را تکرار می کنند. به عنوان پیشنهاد می توانم بگویم اگر نهادها یا سازمان هایی تعریف شوند که به صورت گسترده به موضوع پژوهش بپردازند و پژوهش های این گونه را به اطلاع دیگران برسانند تا حد زیادی می توان از موازی کاری های موجود جلوگیری کرد.هم چنین وجود نهادی که کارهای پژوهشی را سامان دهد و بدون کنترل و دخالت، بر روندهای پژوهشی نظارت کند، می تواند در این زمینه موثر باشد. متاسفانه اکنون پژوهش در کشور ما متولی مشخصی ندارد و تا شرایط چنین باشد بسیاری از امکانات، بودجه ها و زمان پژوهشگران هدر می رود.

خراسان: پس از پژوهش کمی هم به سمت سیاست برویم و بحث آخرمان را به این موضوع که رشته تخصصی شماست اختصاص دهیم. آقای دکتر! شما به عنوان یک استاد رشته علوم سیاسی، مهم ترین آسیب فضای سیاسی کشور را چه می دانید؟

در این باره من نمی توانم خیلی مشخص به موارد اشاره کنم. خیلی از مسائل روشن و بدیهی است و تصور نمی کنم بیان آن ها ضرورتی داشته باشد. از طرف دیگر به قدری مسائل این حوزه متنوع و پیچیده است که بحث درباره آن ها نیازمند یک فرصت طولانی است. اما در مجموع آن چه می توان گفت این است که فضای سیاسی کشور ما و حتی فراتر از آن فضای اجتماعی -که به وجود آورنده فضای سیاسی است- خیلی فضای مطلوب و مناسب و به عبارتی سالم نیست. این موضوع هم علت های مختلف تاریخی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی دارد که پرداختن به آن ها در این فرصت ممکن نیست.

خراسان

نویسنده: محسن هوشمند

منبع : سایت روزنامه خراسان